محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
124
خلاصة الحكمة ( فارسى )
مصمَّت و مفاصل آنها مخفى خلق كرده كه گويا يك عضو واحداند و سريع السَير در دويدن و عَدو از حيوانات ديگر . و همچنين ، هر [ يك از ] حيوانات را به آنچه محتاج بدان است . و يا اختلاف از جهت بساطت [ است ] ، و [ يا ] تركيب اعضاء : امّا اختلاف در بساطت : كه هر حيوانى را به عضوى خاص مخصوص گردانيده ؛ مانند آن كه ماهى را به فَلس و قُنفُذ به خار و طاير را به پَر و غَنَم و بَقَر را و شات را به شاخ ، و گرگ « 1 » و فيل و گراز را به دندان ؛ هر يك به نحوى خاص ، و سُلحَفات را به صدف ، و بعضى را به منقار مقوَّس و غير مقوَّس ، و بعض را به چنگُل و ناخن و بعضى را به سُم و بعضى را به خُفّ و به ظِلف . و امّا اختلاف در اعضاء مركبه ؛ مانند آن كه فَرَس را يال و دُم ، و شتر را كوهان ، و فيل را خرطوم ، و طاير را جناح . و امّا اختلاف به جهت اعضاء ، به چند وجه است : يكى : آن كه از جهت مقادير ؛ كه سرِ انسان ، اعظم از نسبت ساير بدن اوست ، و غير انسان چنين نيست . دوم : از جهت تعداد ؛ كه عدد استخوان بدن انسان نسبت به ابدان ساير حيوانات زياده است ؛ و انسان را دو پستان و بعضى حيوانات را هشت و زياده بر آن است - مانند گربه و سگ و خنزير - و انسان را دو پاست و بعضى حيوانات را هشت تا چهل و چهار [ پا ] - مانند « 2 » عنكبوت و « اربَع و اربَعين » - كه به فارسى ، هزارپا نامند - و بعض كرمهاى ديگر . سوم : كيفيات اعضاء ؛ مانند آن كه استخوانِ شير و فيل و امثال آنها ، از ساير حيوانات قويتر و مستحكمتر ، و رنگ چشم گربه مخالف چشم حيوانات ديگر است . چهارم : اوضاع اعضاء ؛ مانند آن كه پستان انسان در وسط سينهء او واقع است و پستان فيل ، قريب به سينهء آن و پستان ساير حيوانات ، قريب به ناف آن . و مفصل دست اكثر
--> ( 1 ) . الف و ب : و شات و گرگ را به شاخ . ( 2 ) . الف : ( مانند ) حذف شده .